مملکت گل و بلبل
این روزا خسته ام،خسته ام از فکر کردن به همه چیزهایی که توی این کشور سر جاش نیستن،آدم سیاسی نیستم .سیاسی بودن دوست ندارم چون همیشه به نظرم بیشتر آدمای سیاسی زیادی افراطی ،متعصب و غیر منطقی هستن.
نمی دونم همه بی خیال هستن یا مثل من می بینن و به روی خودشون نمی آرن!از آشغال هایی که توی جوب های خیابون ولی عصر،از ماشین هایی که روی خط عابر پیاده وایمیستن،از موتور سیکلت هایی که هر روز توی پیاده رو و خیابون مزاحممون می شن!
واقعا ما مسلمونیم؟
چطوری این همه کثیفی رو توی محیط زندگیمون تحمل می کنیم؟
چطوری به راحتی حق دیگران پایمال می کنیم؟
و چطوری که جون دیگران به خطر می اندازیم و ذهنشون مسموم می کنیم؟
عجیب!
خدا می گه جون یک آدم برابر با جون همه آدم ها،پس چطور که موقع موتور سواری برای رسیدن به خواسته هامون که همون مقصدمون حاضریم جون چندین نفر و از جمله خودمون به خطر بندازیم که زودتر برسیم….
چطور که ما این قدر مردم بی بهداشت و کثیفی هستیم؟بعد با خودمون می گیم موش ها از کجا می آن؟
اعصابم خورده، چرا هیچ کس به فکر نیست،کاری نمی کنه؟
هر روز کنار پیاده رو ها نرده می کشن که موتور سوارها نیان،اما می آن ….
کشور ما وحشتناک…همه جا پر از میله است،پراز مامور،پر از بست…..خسته شدم….از این که دائم دورم خط باشه و بگن نکن ،نرو، نه خسته شدم.
من اهل هیچ جناحی نیستم،اما فکر می کنم این حکومت محکوم به شکست،می دونم جرم زدن این حرف یعنی ضد انقلاب بودن،مرتد بودن،منافق بودن…..کلا تمام تهمت های عالم با این حرف بهت می زنن…من حوصله کسایی که متجاوز کشورن ندارم،حوصله بیگانه هایی مثل آمریکایی ها که وارد کشوری مثل عراق شدن و بیرون می رن ندارم و همین طورافراطی هایی که از اون طرف بوم افتادن…
این روزها حتی دارم از مسلمونی زده می شم….
از اسلام نه،اما از مسلمونی….راستش امروز برای اولین بار فکر کردم باید از این کشور فرار کنم ،باید خودمون نجات بدیم…
از کشوری که می خوان اینترنت بکنن اینترانت،اینترنت ملی…
از کشوری که گشت ارشاد می ذارن تا تو رو برای عینک بالای سرت جریمه کنن،
از کشوری که جکی که برات اس ام اس می آد اینه:خلاصه توضیح المسئال هر چه خوشت بیاید حرام است.واقعا همینه انگار هر چیز زیبایی توی این مملکت محکوم به نابودی.
از کشوری که مرجع دینیش می گه مجری اخبار گو زن باعث تحریک مردان می شه،احمقانه است،احمقانه است،….
از کشوری که دانشجوهای دختر و پسر از هم جدا می کنن
از کشوری که دیش ماهواره رو جمع می کنن
از کشوری که دیکتاتوریه…..این جا با کره شمالی چه فرقی داره؟
از کشوری که همیشه به مردمش دروغ می گن،…
از کشوری که زن ها به خاطر مردها،باید زجر بکشن،به خاطر جامعه مرد سالار،ما همیشه محکومیم،وقتی به ما تجاوز می شه این ماییم که بد لباس پوشیدیم،وقتی مردا وارد واگن مترو خانم ها می شن یا آخر شب ها وارد قسمت اتوبوس خانم ها می شن این ماییم که نرفتیم حقمون بگیریم،از دم سوپر مارکت محل،تا دستشویی عمومی،تا میدون میوه تره بار نوشتن خواهرم لطفا حجابت را رعایت کن،اما هیچ نگفتن آقای محترم لطفا نگاه نکن…
اینا از طالبان بدترن،حداقل اون اسمش طالبان بود…به ما می گن اسلام گفته خانم ها گردی صورت و مچ دستشون می تونه معلوم باشه و لباسشون تنگ و کوتاه نباشه،اما با این حال ما نمی تونیم کلاه بذاریم،چون جلب توجه می کنه،نمی تونیم دامن بپوشیم چون جلب توجه می کنه،نمی تونیم رنگی بپوشیم چون جلب توجه می کنه….
همیشه می زنن توی سرمون که جمعیت مردا کمتر از زن هاست،و به خودشون حق می دن چند تا زن بگیرن،اما کدومشون حقوق شرعی زن ها رو رعایت می کنن؟
واقعا مرد خوب کیه؟
این روزها ارزش زن ها این قدر پایین آورده شده که می گن توی خیابون ریخته!!!بعدش هم می گن خود زن ها مقصر هستن!عجیب،عجیب!
مسجد دوست ندارم چون جایی که پیرزن ها هر روز می رن توش تا غیبت کنن…
توی زندگی اسلامی ما شادی جایی نداره،توی تمام تولد های ۱۲ تا امام آخرش نوحه امام حسین می خونن…
توی کشور ما آب بازی دختر و پسرا با هم تهش می شه یک جریان سیاسی…
توی کشور ما زن ها محکومن،باید همیشه محدود باشن،این ماییم که همیشه باید خودمون بپوشونیم،تا آقایون حالی به حالی نشن..اما اونها اشکال نداره که هر روز به ما زل بزنن،هر موقع از کنارمون می گذرن تیکه به ما بندازن،و هر طوری شده دنبال سرمون بیان پیشنهاد های کوچیک و درشتتشون بگن…
از این جا متنفرم،از جایی که دورم طناب پیچ و من مجبورم میون این همه خط و طناب زندگی کنم.
به نظرم تنها چیزی که برای مسئولین کشور ما مهمه این که توی آمریکا چی می گذره،وضعیت مسلمون های جهان چطوریه!
توی کشور ما پارکی که وسایل بازی داشته باشه ،خیلی کمه!اصلا نادره!
توی کشور ما جایی که بشه تفریح کرد نایاب…
ما رو هر روز محدود تر می کنن….
و ما هر روز با سختی زندگی می کنیم…
به خاطر بلند پروازی های مسئولانمون،به خاطر این که می خوان بگن ما شجاعیم….بعد چوبش ما باید با کارگریمون توی این کشور پس بدیم….والا چرا باید هزینه یک ماه زندگی در مالزی برابر با ده روز در ایران باشه؟
راستی مگه انقلاب مصر با فیس بوک نبود؟اونا مگه مسلمون نبودن؟پس چرا این جا فیس بوک فیلتر؟! بعد می ان سخنرانی می کنن انقلاب مصر و لیبی از ایران شروع شد….
مسئولین ما خیلی دروغ گو و بی مسئولیت هستن!
راستش به نظرم اونا هیچ کاری جز بستن،محدود کردن و جریمه کردن بلد نیستن.
مطمئنم که این حکومت اگه به این روند ادامه بده محکوم به شکست.چون توی دل جوونای ما بچه گربه خشمگینی خوابیده که یک روزی مثل شیر حمله می کنه و غرش می کنه….و اونوقت که زنجیر پاره می کنه و کسی جلودارش نیست.